تبليغاتX
glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text ღღ دختر بندری ღღ

 

 

رفتی و ساز خلوت من اضطراب شد

آن چشمه های جاری و زيبا سراب شد

اين خانه، نه بعد از تو زندان خويش را

می خواستم دوباره بسازم ، خراب شد

می خواهد از شب ، اين دل پريشانم

اين آسمان که بعد تو ، بی آفتاب شد

حالا کجا ی وسعت دريا جو يم آن را

دل را که پيش برق نگاه توآب شد


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 16:36 توسط ستاره |